محمد رضا واليزاده معجزى

389

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

نيست بخواهم كسى را بكشم يا مورد محبت قرار دهم . " اين‌كه سالار الدوله هميشه طالب حكمرانى در نقاط عشايرى ايران مانند كردستان ، خمسه ، كرمانشاه ، لرستان و بختيارى و امثال ذلك بود ، براى ارضاء روح خودسرى خويش بود تا هرچه دلش بخواهد ، بلا معارض انجام دهد زيرا او مىدانست دورى از مركز و پايين بودن سطح فرهنگ و بدتر از همه زندگانى عشايرى و خانه‌بدوشى اهالى اين شهرستان‌ها عاليترين زمينه براى ديوانه بازيهاى اوست . سالار الدوله هيچ‌گاه در نقاطى مثل آذربايجان يا شيراز يا اصفهان يا گيلان و غيره نمىتوانست مردم را آلت دست كرده براى گرفتن تاج‌وتخت به تهران حركت دهد . آن هم با آن وضع مسخره‌آميز كه به بازى كودكان بيشتر شبيه بود و يا اين‌كه براى سرگرمى و تفريح امر كند فلان آبادى را غارت كنند تا او از هياهوى مردان و شيون و داد و بيداد زنان هوراى اطفال و كودكان و سروصداى حيوانات آن آبادى لذت ببرد . او از عنوان شاهزادگى خود حداكثر سوءاستفاده را كرده ، به هر كار زشت كودكانه‌اى دست مىيازيد و كسى نبود كه او را سرزنش كند . بنابراين از تاريخى كه وى به سن تميز رسيد و توانست از مقايسه گذشته و حال نتيجه بگيرد ، احساس كرد كه ملت ايران عوض شده و ديگر آن تيپ اشخاص كه شاه را ظل اللّه دانسته و مالك جان و مال و همه‌چيز ملت مىدانستند در اقليت قرار گرفته‌اند . پاى ايرانيان به اروپا و كشورهاى مترقى دنيا باز شده و مزاياى حكومت‌هاى مشروطه و جمهورى را درك كرده و از روابط حسنه بين شاه و ملت كه براساس قانون و عدالت استقرار و محدود به حدود معين است ، آگاه شده‌اند . مىديدند و مىشنيدند يا از مجلات خارجى مىخواندند كه پادشاه انگلستان نسبت به مردمش از پدرم مهربانتر است و عموم افراد در مقابل قانون يكسانند و احدى از اولياء و امور را نمىرسد كه به شئون و حقوق پايين‌ترين فرد جامعه توهين كند و كسى را قدرت تجاوز به حق ديگرى نيست و در مقابل قانون و سازمان قضائيه يا مجريه مطلقا واژه قوى يا ضعيف معنى و مفهومى ندارد و مسأله اعمال نفوذ از سال‌هاى قبل در ميان آن قوم متمدن رخت بربسته و به اصطلاح خودمان عدالت اجتماعى به پايه‌اى از رشد خود رسيده كه " گرگ و ميش در كنار همديگر از يك آبشخور آب مىآشامند " و در پرتو اين عدالت اجتماعى مملكت ترقى كرده و ملت به اوج سعادت رسيده‌اند و ساير كشورها نيز واجد همين مزايا مىباشند . آنها هم به سابقه غرور ملى و افتخارات باستانى نمىخواهند تا اين درجه از